مير لوحى
103
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي )
كه مشرّف به لقاء حضرت حجّت - صلوات اللّه عليه - شدهاند ذكر كرده . چهارمين حكايت آن باب ، راجع به مرحوم مير لوحى رحمه اللّه مىباشد ، و اين همان است كه خود مرحوم مير لوحى به شكل رمزى « 1 » در كتاب « كفاية المهتدى » ذكر كرده است كه هم گفته باشد و هم به صورت رسمى تصريح به شخص خود نكرده باشد . « . . . راقم اين « اربعين » مىگويد : ميانهء من و خدا ، كه مىشناسم دردمندى را كه مكرّر آن حضرت را ديده و در بعضى از اوقات به مرضى مهلك گرفتار بوده كه آن حضرت او را شفاى كامل كرامت فرموده . . » « 2 » حكايات تشرّف به لقاء آن بزرگوار را اكثر علمايى كه دربارهء آن بزرگوار چيزى نوشتهاند ذكر كردهاند ، مانند شيخ كلينى در « اصول كافى » ، و شيخ صدوق در « اكمال الدّين » ، و شيخ نعمانى در كتاب « الغيبة » ، و همچنين شيخ مفيد در « ارشاد » و شيخ الطائفة طوسى در كتاب « الغيبة » و ديگران ؛ و در « نجم الثاقب » عدهء زيادى ذكر شده ، لكن در [ آن ] ميان كسى كه مكرّر [ به خدمت ] رسيده باشد و از بركات حضرتش استشفاء و استفاده كرده باشد كمنظير و يا بىنظير است . البته جا دارد براى سيّد عالم باتقوايى كه آن چنان فداكارانه در راه خدا و دين و ولايت ائمّهء طاهرين - صلوات اللّه عليهم - خالصانه و مخلصانه هستى خود را در طبق اخلاص فدا مىكند ، آن بزرگوار كه منبع كرم و صفا و وفا هستند او را مكرر به حضور بپذيرند و با الطاف خود ، او را از امراض مهلكه شفا بخشد . قبلا ديديد كلماتى را در شرح حال مرحوم مير لوحى رحمه اللّه از نظر نبوغ فكرى و
--> ( 1 ) . اصل : مرموزى . ( 2 ) . « كفاية المهتدى » نسخهء دانشگاه تهران از كتابخانهء سيّد محمّد مشكاة ، صفحهء 279 / ذيل حديث 37 « نجم الثاقب » باب هفتم / حكايت چهارم .